تبليغاتX
جـــــامــاندهـ

جـــــامــاندهـ

دست نوشته های عاشق ابراهیم

بسم الله

شب های پارک وی

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم  /   در میان لاله و گل آشیانی داشتم

و اینجا شاعر می فرماید :

یاد ایامی که در پارک وی فریاد ها داشتیم   /  در میان جمعیت ایول ایول ها داشتیم

یادش بخیر یاد این شعار افتادم که داد میزدیم و می گفتیم : ایول ایوله ، ایول /حاجی تا سر ، ایول

ایام ایام خرداد ماه 1388 بود هنوز 3 روز مانده تا آخر وقت انتخابات و همه تبلیغات می کردن برای نامزد انتخاباتی خودشان از همه رنگ استفاده می کردن ، سبز ، زرد ، مشکی ولی فقط احمدی نژاد بود که رنگش رنگ پرچم بود اون پرچم رو انتخاب کرده بود چون فرزند ایران است ، موسوی فرزند آذربایجان بود ، داماد لرستان بود ، برادر خانم فلان جا بود تمام ایران را در خانواده خود داشت .بگذریم ،چه شبی های بود ، شب های انتخابات دیگر تکرار نخواهد شد . شب های پارک وی چه قدر پر ستاره بود ،  همه آمده بودن زیر پل پارک وی جالب اینجا بود که طرفدار های کروبی کلا 5 یا 6 نفر بودن که معلوم بود پول گرفتن و نه کروبی و نه رضایی با این همه ادعا هیچ نقشی نداشتن در تبلیغات ، هر چه به روز های آخر نزدیک تر می شدیم شب های تهران شلوغ میشد و زیر پل پارک وی هم پر جمعیت تر دیگه داشت به درگیری و اغتشاش کشیده میشد . آنها جز وحشی خواندن بسیجی چیزی برای گفتن نداشتن . همون روزهای قبل انتخابات دروغ را شروع کردن با فیلم های تبلیغاتی که بعد ها معلوم شد بازیگرانی بودن تا این نقش را بازی کنند و بومی داشتن و نقاشی می کردن از توهمات و دروغ گویی ها خود . چه پول های خرج شده ،  عقیده ها و تفکرات یک جوان بازیچه دست خود کردن و آمپول توهم را به مردم می زدند . آنها شعار میدادن " ادب مرد به ز دولت اوست" خود بی ادب تر از همه بود . همه را به سخره گرفته بودن . یادش بخیر دم در صدا و سیما اون منظره جنجالی و چیز چیز گفتن موسوی ، برای حمایت از احمدی نژاد رفته بودیم دم صدا و سیما چه جمعیتی آمده بود . همه میگفتن "هیهات من الذله" چه کاری کرد در این تاریخ ماندگار شد...

شب ها با ماشین پر عکس احمدی نژاد راه افتادیم و به سمت پارک وی حرکت می کردیم . و از پنجره بیرون میرفتیم و فقط می گفتیم جومینگ ایران زمین ، موسوی رو زد زمین . یادش بخیر چه شب های را صبج کردیم . چه شب های که زیر پل پارک وی می ایستادیم و شعار میدادیم . چه شبی های که پرچم ایران را روی دوش می انداختیم و سوار موتور می شدیم و از اینور شهر به اون ور شهر می رفتیم . یادش بخیر شب های اول که هنوز شلوغ نشده بود همه جمع می شدیم و شعار میدادیم و شب های بعد طرفدار های موسوی هم میامدن و شعار میدادن و ما به طرفدار های موسوی می گفتیم : سوسولا دست نزنید ، النگو هاتون می شکنه و اون موقع نوای اغتشاش از عده ی از طرفدار های موسوی بلند شده بود و قابل شنیدن بود که آنها دوست داشتن این انتخابات به اغتشاش و شلوغی بکشه . دوست داشتن که آبروی این انقلاب رو ببرن ، عده بودن که توی دادگاه گفتن رمز این انتخابات دروغ بود ...

بادش بخیر روز بعد سالگرد امام که وقتی احمدی نژاد وارد شد همه شعار" احمدی احمدی حمایتت می کنیم " سر دادن و بعد وقتی موسوی آمد همه بر علیه موسوی شعار دادن و همین طور هاشمی . امسال که سید حسن خمینی داشت حرف میزد مردم به سید حسن هشدار دادن که اگر خطا کنی تو هم مثل دیگران از بین خواهی رفت حالا هر کسی می خواهی. روز رحلت امسال همین دفتر نشر عکس جنبش سبز پخش می کرد عکس امام را سبز و عبا و قبا را سبز کرده بودن و حتما عکس این مجله رو خوام زد..

انشاالله منتظر صبح 22 خرداد 89...

 

نوشته شده در 89/03/19ساعت 0:4 توسط سید عبدالزهرا| |






Powered by WebGozar