جـــــامــاندهـ
دست نوشته های عاشق ابراهیم
بسم الله
امروز تکلیفان چیست ؟
امروز ما به هزار حرف متهم هستیم و هر روز برای نوشتن تکلیف مان از معلم ابتدایی خود جریمه و کتک میخوریم . امروز من از تصمیم کبری تا چوپان دروغ گو نوشته ام ولی یادم نبود که دیگر کبری بزرگ شده و بالاخره تصمیم خود را گرفته و با بصیرت شده دیگه کبری تصمیم خود را گرفت اما خانم های هستن که هنوز نتونستن تصمیم بگیرن . چوپان دروغ گو هم دیگر چوپانی رو رها کرده و به موسوی و هاشمی پیوسته دیگر کارش شده دروغ گوی در رسانه ها و عده ای ساده لوح به کمک این دروغگویان می روند.
پینوکیو بعد از ۹۰ قسمت آدم شد ولی هنوز خیلی از سیاسیون و نخبگان و نیروهای به اصطلاح انقلابی هنوز عروسکی خیمه شب بازی هستن که دارن بازی می خورند و ملعبه دست دیگران شدن و هنوز بعد این همه مدت هنوز آدم نشدن و هنوز متوهم هستن.
و حالا با آمدن سریال قهوه تلخ به بازار ، مهران مدیری فرمانده سپاه فرهنگی دشمن شده که میدان دار جنگ فرهنگی شده که عده ای رو مجذوب خود کرده و التماس می کنه که سی دی رو کپی نکنید که پول مفت این سریال رو در بیاره و به حرفهای توی جامعه که رهبر نگذاشته تا این سریال توی تلوزیون نشون داده بشه و در دیدار با هنرمندان مهران مدیری نرفته چون با امام خامنه ای مخالف هست . اولا: آقای مهرام مدیری کسی نیست و در حدی نیست ،دوما:ایشون شاید هنوز لیاقت حضور در برابر امام خامنه ای رو نداشته باشه و حمایت آقای مدیری از جنبش سبز و شخص موسوی ،سوما:با این حربه می خواد فروش خودش رو زیاد کنه که عده ای ساده لوح بخرن و پول برای سریال بی فرهنگی و دلقک بازی بدن ... حیف
امروز تکلیف مان یادمان رفته ؟
تکلیف مان چیست؟
امروز باید از روی وصیت نامه های شهدا نوشت تا حفظ ارزشها کنیم .امروز تکلیف مان نبرد با اندیش ها و فرهنگ هاست . آیا شده یک نفر رو جذب خود و فرهنگ خود کنیم ؟ امروز باید طوری انجام تکلیف کنیم که امام خود و رهبر خود را شاد و مسرور کنیم از این انجام تکلیف....!
عمرى گذشت و راه نبردم به كـوى دوست مجلس تمــــــــام گشت و نـــــديديــم روى دوست
گــــلشن معطّــــــــر است سراپا ز بوى يار گشتيم هــــركجــــــــــــــا، نشنيديــم بــوى دوست
هر جا كه مى روى، ز رخ يار، روشن است خفــــــــاش وار راه نبـــــــــــــرديـــم ســوى دوست
ميخوارگـــــــــــانِ دلشده ساغـر گرفتـه اند ما را نَـــــــمــى نصيب نشـــــد از سبـــــوى دوست
گوش مـــــــــــن و تــو، وصف رُخ يار نشنود ورنــــــــه جهــــــــان نـــــــدارد جــز گفتگوى دوست
با عـــــــــاقلان بگو كه: رُخ يار ظاهر است كاوش بس است اين همــــه، در جستجوى دوست
ســــــاقى ز دست يار به ما باده مى دهد بـــــــر گيـــــر مى، تـــــو نيز ز دستِ نكـــوى دوست
ببخشید که پراکنده نوشتن

