تبليغاتX
جـــــامــاندهـ

جـــــامــاندهـ

دست نوشته های عاشق ابراهیم

 

خوشا به حالت ای روستای

وقتی هوا رو نگاه می کنم یاد اون شعر دبستانی می افتم . واقعا خوشا به حالت ای روستای که هوای محله شما پاک و سالم هست ، روستای تان رو تعطیل نکردن برای آلودگی ها ولی اینجا همیشه تعطیل است چون همه چیز آلوده هست .اینجا نیستی که ببینی  هوای آلوده ، خبر آلوده ، سیاسیون آلوده ، جنبش های آلوده ، شهرداری آلوده و اوی !؟!؟!؟!؟!؟!؟ آلوده و اکسیژن الوده را استشمام کنی . اینجا هوا برای یک عده مسئول که دنبال خدمت کردن به مردم هستن خیلی سالم هست چون اونها با ماشین ضد گلوگه و شیشه دودی در بین شهر و شهروندان حرکت می کند و اصلا الودگی احساس نمیکند و در بالای شهر زندگی می کند و گاهی اگه احساس کنم تنگی نفس گرفته ام به باغ های بیرون تهران ، کرج ، لواسون ، فشم، عمامه میرم تا بلکه زنده بماند تا بتوانم درست خدمت کند برای مردم . عجبا ای روستایی

خوشا به حالت ای روستایی ، چه شاد و خرم چه باصفایی . ما رای دادیم تا با صفای بچه حرب اللهی ها صفا کنیم ولی اما مثل اینکه با صفای مشایی بیشتر داریم حال میکنیم . باصفای یک مشت بسیجی که دود موتور شان هوای فتنه را غبار آلود و آنها را از صحنه محو کرد ولی بعد از یک سال هنوز شهدای فتنه نه میدانی و نه سالگردی . عجب ای روستایی

خوشا به حالت ای روستایی که پسرت خارج از کشور نیست و آنجا تحصیل ، تهذیب ، ورزش کند.!؟!؟!؟ آنجا تحصیل می کند برای علیه کشور ،  تهذیب می کند بر علیه کشور و ورزش می کند برای علیه کشور و هر کاری میکند بر علیه کشور است ...

خوشا به حالت ای روستایی

چه شاد و خرم، چه باصفایی

در شهر ما نیست جز دود و ماشین

دلم گرفته از آن و از این

در شهر ما نیست جز داد و فریاد

خوشا به حالت که هستی آزاد

ای کاش من هم پرنده بودم

با شادمانی پر می‌گشودم

می‌رفتم از شهر به روستایی

آنجا که دارد آب و هوایی.

 

 

 

نوشته شده در 89/09/20ساعت 2:5 توسط سید عبدالزهرا| |






Powered by WebGozar